. . . . . . . . . . . . . . حاجی زم زم !
اتوبوسی به رانندگی یک مراکشی سیه چرده ، سینه جاده سیاه بین مدینه
ومکه ، در شبی آرام می شکافت و پیش میرفت . گداعلی در صندلی لمیده
واز مغاک سینه خود ، احساسی ملموس ، در افکار آشفته اش پرواز می دهد
بیاد می آورد که با چه رنجی ، ثبت نام خانه خدا کرده و پس از ۱۵ سال که در
نوبت بوده ، با زبیده به عربستان رفتند ، در جده که از هواپیما پیاده شدند،
پس از ساعاتی به مدینه رسیدند و پس از جادادن وسائلش در هتلی که
رئیس کاروان برایشان رزرو کرده بود ، راهی آرامگاه پیامبر اعظم (ص) ، شد و
برای زیارت پیامبر اسلام و امامانی که در قبرستان بقیع ، آرمیده بودند ، دلش
لک زده بود . اما بیش از هر چیز این فکر دست ازسرش بر نمی داشت و آن
اینکه در تمام سالهای گذشته آرزو داشت که خود را به مکه برساند و نامش
عوض شود واین کلمه " گدا " که از سالها قبل توسط مادرش ، سینه آویز
نامش شده بود بردارد و باو بگویند " حاج علی " . چقدر این آرزو برایش
دست نیافتنی بود ولی به تحققش نزدیک می شد . او در برابر آرامگاه پیامبر
ایستاد و دست بر سینه گذاشت تا سلامی واحترامی . . . . . که ناگهان
بامشت یکی از شرطی های خشن عربستان روبر شد . با جمعیت به
قبرستان بقیع رفت ودلش شکست . چهار امام معصوم ، هر کدام با یک تکه
سنگ ناهموار ، مزارشان را مشخص می کرد . خم شد زمین را به بوسد
که لگد یک شرطی دیگر بدرقه راهش شد . او هر چند ساعت به قبرستان
بقیع می آمد و بدنبال گمشده اش می گشت : فاطمه زهرا (ع) دختر پیامبر
ولی نشانی از او نیافت . ساعتها برابر آرامگاه ام البنین " مادر حضرت عباس
وسه فرزند دیگرش" می ایستاد واشک می ریخت . در مدینه اورا به کوه احدو
مزار حمزه (ع) عموی پیامبر و اماکن مذهبی دیگر بردند .
![]()
حال در صندلی اتوبوس لوکس آلمانی برانندگی یک مراکشی ، فرو رفته و در
این بیابان هراسناک ، جاده مثل ماری سپید وواهمه انگیز ، خفته و حریصانه
اتوبوس را می بلعد . تاکعبه راهی نمانده و او پس از رسیدن و انجام اعمال
حج ، حاجی میشود ودیگر کسی اورا گداعلی ، صدا نمی زند و همه باو
می گویند " حاج علی " شوق و شوری عجیب تمام رگ وپی اورا فرا گرفته بود
وغرق در آرزوهای نهفته خود بود که اتوبوس توقف کرد و صدای رئیس کاروان
دریک بلندگوی دستی چرتش را پاره کرد : " پیاده شوید ! اینجا مسجد شجره
است وباید غسل کنید و احرام ببندید و محرم شوید تا به خانه خدا وارد
شویم "
لطفا" بقیه را روی ادامه مطلب کلیک فرمائید
ادامه مطلب


غروب تلخ
پرواز بر بال آرزوها !